J
I
K
A
B
يكشنبه 2 آبان 1400 00:06:26
15 شهريور 1396 10:21:4
غدير روز اثبات امامت ائمه طاهرين (عليهم السلام) بر شيعيان حضرت مهدي مبارك باد.

در غدير خم چه اتفاقي افتاد؟

پس از پايان مراسم حج در سال دهم هجرت، پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله از مكه به سوي مدينه حركت كرد. هنگامي كه كاروان به منطقه‌اي به نام غدير خم (در نزديكي جحفه) رسيد، جبرئيل از سوي خداوند، به پيامبر وحي فرستاد كه:« يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته »؛ _سوره مائده، آيه 67_ (اي فرستاده ما؛ تمام آنچه را كه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، به مردم ابلاغ كن؛ و اگر اين كار را نكني رسالت خود را انجام نداده‌اي.)

پيامبر كه از لحن آيه، متوجه اهميت اين مأموريت شده بود، دستور داد كاروان متوقف شود. آنان كه جلوتر بودند برگشتند و آنان كه عقب تر بودند، به كاروان رسيدند.
هوا به شدت گرم بود و مردم قسمتي از عباي خود را روي سر انداخته بودند. براي پيامبر در زير يكي از درختان سايبان زدند. پيامبر نماز ظهر را به جماعت خواند و آن‌گاه بالاي يك بلندي كه از جهاز شتران درست شده بود رفت و در برابر ديدگان ده‌ها هزار نفر از كاروانيان خطبه‌اي را با صداي رسا ايراد فرمود.

او در اين خطبه به مردم يادآور شد كه به زودي دعوت حق را لبيك مي‌گويد و از ميان آنها مي‌رود. رسول خدا صلي الله عليه و آله در ضمن سخنانش چندين بار از مردم اعتراف گرفت كه او در راه رسالت الهي‌اش كوشيده است.
آن گاه فرمود:« من در ميان شما دو چيز نفيس و گرانبها مي‌گذارم: يكي كتاب خدا كه يك طرف آن در دست خداست و طرف ديگر آن در دست شما؛ و ديگري عترت و اهل بيت من. خداوند به من خبر داد كه اين دو يادگار هرگز از هم جدا نخواهند شد. هان اي مردم! از قرآن و عترت من تخطي نكنيد و در عمل به دستورات‌شان كوتاهي نكنيد كه هلاك مي‌شويد.»

آن گاه دست علي عليه السلام را گرفت و آن قدر بلند كرد كه سفيدي زير بغل هر دو براي مردم نمايان شد. او را به مردم معرفي كرد و از مردم پرسيد:« بر مومنان چه كسي از خود آنها سزاوارتر است؟»
همگي پاسخ دادند:« خدا و پيامبر او بهتر مي‌دانند.»
پيامبر فرمود:« خداوند مولاي من است و من مولاي مومنان؛ و من بر آنها از خودشان سزاوارترم.»
آن‌گاه فرمود:« من كنت مولاه فهذا علي مولاه »؛ (هركس من مولاي او هستم، اين علي مولاي اوست.) و اين جمله را سه بار تكرار كرد و چنين ادامه داد:« اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و احب من احبه و ابغض من ابغضه و انصر من نصره و اخذل من خذله و ادر الحق معه حيث دار » (بار خدايا! كساني را كه علي را دوست دارند دوست بدار و كساني را كه با او دشمنند دشمن بدار. خدايا ياران علي را ياري كن، دشمنانش را خوار و ذليل كن و او را محور حق قرار بده. )

آن گاه فرمود:« اي مردم! اكنون جبرئيل نازل شد و اين آيه را آورد: اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام دينا؛ سوره مائده، آيه 3، (امروز دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آيين جاودان شما پذيرفتم.)
پيامبر صداي خود را به تكبير بلند كرد و فرمود:« خدا را سپاسگزارم كه آيين خود را كامل كرد و نعمتش را به پايان رساند و از وصايت و ولايت و جانشيني علي پس از من خشنود گشت.»

پس از اين سخنان، از بالاي جهاز شتر فرود آمد و به علي دستور داد در خيمه بنشيند تا مردم با او بيعت كنند. پيش از همه‌ي افراد، ابوبكر و عمر به حضرت علي عليه السلام تبريك گفتند و او را مولاي خود خواندند.
پس از آنها نيز تمام مسلمانان به دستور پيامبر خدا با عنوان عنوان اميرالمؤمنين به حضرت علي عليه السلام سلام و با او بيعت كردند.
نسخه قابل چاپ
Powered by Tetis PORTAL